سـخـته - تاریخ: 1399/1/15 ساعت: 10:56
سـخـته درک کــردن کـسـی کـه دردهـاشـو خـودش مـیــدونـه و دلــش….. زيادي عاشق نشو زيادي اعتماد نکن چون همون زيادي بعدا زيادي داغونت ميکنه….
دستات خونییهxa0 - تاریخ: 1399/1/15 ساعت: 10:56
دستات خونییه حسمو کشتی تو قاتلی دیگه تو شناسنامه قلبم تو باطلی
u - تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 1:50
رفتی از چشــمم و دل محو تماشاست هنوز عکـــس روی تو در این آینـــه پیــداست هنوز هر که در سینه دلی داشت به دلـــداری داد دل نفرین شده ی ماست که تنهاسـت هنوز در دلم عشق تو چون شمع به خلوتــگه راز در سرم شور تو چون باده به میناست هنوز گر چه امـــروز مـــن آیینـه ی فردای منست دل دیــوانه در اندیشــه ی ف...
زندگی خواب - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 20:35
زندگی خواب پریشان شبی بودو گذشت ذهن پر اشک ز طوفان شبی بودو گذشت نه چمن بودو اقاقی گل مصنوعی بود عصر آهن همه دوران شبی بود و گذشت + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۵ساعت ۳:۲۰ ب.ظ توسط علی میرچولی |
مرا صد بار - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 20:35
مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم به زندان خیانت بم کشانی دوست دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی دوست دارم + نوشته شده در جمعه هفتم آبان ۱۳۹۵ساعت ۱۰:۴۷ ق.ظ توسط علی میرچولی |
من امشب - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 20:35
من امشب کهکشان ها را سفر خواهم نمود. در ره دلدار شیرینم خطر خواهم نمود. با قلم شعری برایش میسرایم ، شعر ناب در فراقش بارش خون از بصر خواهم نمود. + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۵ساعت ۵:۲۶ ق.ظ توسط علی میرچولی |
تاکه بودیم، - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 20:35
تاکه بودیم، نبودیم کسی٬ کشت مارا غم بی هم نفسی٬ تا که خوفتیم همه یارشدن تاکه مردیم همه بیدارشدن؟ + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۵ساعت ۵:۳۳ ق.ظ توسط علی میرچولی |
ﻣﻦ ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭ - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 20:35
ﻣﻦ ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺭﺩﻡ ﮐﯽ مثل ﻣﻦ ﺑﺪ ﺁﻭﺭﺩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻨﺠﺮ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﻝ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺳﺘﺎﺭﮔﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﻧﻤﯽ ﮔﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻦ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺳﺖ ﮐﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ؟! ﺍﺻﻼ ﺯﻣﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﻗﺪﻡ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻩ ﭘﺎﻫﺎﻡ ﻣﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ حالیش ﺧﺮﺍﺏ ﺷﻪ ﺳﻘﻒ ﺧﻮﻧﻪروی سر اهالیش + نوشته شده در جم
رفتم كه نبيني - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 20:35
رفتم كه نبيني پريشان شدنم را غمناك ترين لحظه ي ويران شدنم را درخويش فرورفتم و درخویش شگستم تادوست نبيند غم و تنها شدنم را + نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۶ساعت ۵:۶ ب.ظ توسط علی میرچولی |